تحلیل یک مشکل
مدتی فکر می کردم به یک مشکل!
گاهی اوقات آدم هایی رو می دیدم که در برابر یک سری حقایق ، از انسانهایی که به اوامر دینی
مقیدتر بودند،منطقی تر و به تعبیری با وجدان تر ظاهر می شدند.
این طور بگم، حقایق رو راحت تر می پذیرفتند.
دنبال ریشه ی مشکل می گشتم.
دلایل مختلفی به ذهنم می آمد که نمی توانستم بپذیرم اونها رو.
چرا که با روح عبادت و روح بندگی در تضاد هست یعنی قاعدتا کسی که به نماز مقید است یک درجه در
عبودیت پیش رفته و اثر آن باید در زندگی ظاهر شود.
تا اینکه یک سخنرانی گوش دادم.
مشکل اصلی رو پیدا کرده بودم.
گناهی به نام "عُجب".
خیلی از ما احتمالا گرفتار این مساله ایم.
توجه کنید:
پیامبر اسلام(ص) فرمود: اگر گناه برای مؤمن از عُجب بهتر نبود خداوند هرگز بنده مؤمنش را به گناه گرفتار نمی کرد (عُدّه اَلدّاعی ص236)
پیامبر بزرگوار اسلام(ص) فرمود: عابد و فاسقی وارد مسجد شدند و نماز خواندند عابد با نمازش جهنمی شد ولی فاسق با آن نماز به بهشت رفت !!
مردم پرسیدند یا رسول ا...مگر میشود؟
فرمود: بله! عابد به نمازش مغرور شد و خود را طلبکار خدا دانست امّا فاسق با حسّ توبه و ندامت و سرافکندگی نماز خواند و خود را بدهکار خدا دانست و نمیدانست که نمازش مورد قبول خدا قرار گرفته یا نه و چنین نمازی مورد رضای حق است (وسائل الشّیعه ج1ص76)
راه حل:
سعد بن ابى خلف از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه فرمود:
عليك بالجد، ولا تخرجن نفسك من حد التقصير فى عباده الله و طاعته فان الله تعالى لا يعبد حق عبادته .
يعنى : هميشه كوشا باش و خود را از تقصير در عبادت و طاعت خداوند خارج ندان ، زيرا هرگز نمى توان خداوند متعال را آنگونه كه سزاوار است عبادت كرد.
اصولا معجب بايد توجه كند خداوند بنده اى را دوست دارد كه به درگاه او با ذلت و خوارى و مسكنت برود، تضرع و زارى و طلب بخشودگى بنمايد نه بنده معجب و مغرور و متكبر را.
باسمه تعالی