ندای درون


مریدی دربرابر مرادش زانو زد تاقدم در راه معرفت گذارد. مراد مانترای مقدسی

درگوش او خواند وتاکید کردکه آن را جایی فاش نکند.

مرید پرسید:" چه اتفاقی خواهد افتاد اگر چنین شود؟"

مراد گفت :" هرآن کس که این مانترا براو فاش شود از اسارت جهل ونادانی

رهایی می یابد ، اما تو از پیمودن راه معنوی محروم خواهی ماند."

به محض این که مرید مانترا را شنید به بازار رفت بر جمعی مانترا را با صدایی بلند خواند.

دیگر مریدان گزارش را به مراد دادند وخوا ستار اخراج وی به دلیل نافرمانیش شدند.

مراد لبخندی زد وگفت: " پیداست که او نیاز به هیچ آموزشی ندارد.

عمل او نشان ازآن است که وی به راستی خود یک معلم معنوی است.

منبع: جام ششم